سه شنبه 16 شهريور 1389 - الثلاثاء 27 رمضان 1431 - Tues 07 Sep 2010
اللهمّ ارْزُقْني فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ القَدْرِ وصَيّرْ أموري فيهِ من العُسْرِ الى اليُسْرِ واقْبَلْ مَعاذيري وحُطّ عنّي الذّنب والوِزْرِ يا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحين. خدايا روزى كن مرا در آن فضيلت شب قدر را وبگردان در آن كارهاى مرا از سختى به آسانى وبپذير عذرهايم وبريز از من گناه وبارگران را اى مهربان به بندگان شايسته خويش.
 
جستجو
مورد جستجو:
جستجو در:
در محضر استاد
 
در مسير مسجد
در شبى سرد غلامى از غلامانش آن حضرت را در مسير مسجد ديد در حاليكه جبّه و لباس و عمامه اى از خز بر سر داشت و با خوشبوترين عطرخود را زينت داده بود. عرضه داشت: مولاى من در اين ساعت با اين وضع و شكل كجا مى روى؟ فرمود: مسافر مسجد جدّم رسول خدايم، تا برنامه ازدواج با حورالعين را براى خود فراهم آورم... چه نيكوست كه تمام مسلمانان براى رفتن به مس
 آرشیو ویژه نامه ها
برنامه سخنراني ها
« شهريور 1389 »
ش ی د س چ پ ج
  12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

سخنراني بعدي
17 شهريور 1389

تهران – مسجد امیر(ع)- بعد از نماز ظهر و عصر
بلوار تعاون –مسجد الرضا ساعت 21 الی 22
حسینیه همدانیها – ساعت 23

  خاطرات استاد
دخالت حکومت در حوزه های علمیه

اولین کسی که به منظور « اصلاحگری » ، در حوزه ها دخالت کرد ، رضاخان بود . او زیر نظر افرادی مثل محمد علی فروغی ، که هم شخصیتی سیاسی – اجتماعی و هم یک شخصیت علمی بود ، مدرسه معقول و منقول را تأسیس کرد . امتحان ورودی این مدرسه برای هر طلبه ای بسیار آسان بود و پس از طی دورۀ تحصیلی موفق به اخذ مدرک می شد که با درست داشتن آن ، به راحتی می توانست به استخدام دوایر دولتی درآید .
این ترفندی بود تا بتوانند طلاب ، به ویژه افراد تحت فشار اقتصادی را از حوزه ها جدا کنند . مدتی نیز موفق شدند و طلاب زیادی را که می بایست چند سال بعد هر کدام به منزلۀ عالم اسلامی ، در شهر و دیاری از مملکت پهناور اسلامی محور کارهای اصولی دینی و اجتماعی می شدند و پیشوایی عده ای را به عهده می گرفتند ، از دروس حوزه و لباس مقدس روحانیت جدا کرده ، به استخدام ادارۀ آموزش و پرورش و دادگستری و ... درآوردند . در نهایت عده ای را نیز به سر دفتری اسناد و محضر ازدواج و طلاق دلخوش کردند . بدین ترتیب و به دلیل فقر مادی و از آن مهم تر ، فقر معنوی ، حوزه های علمیه و در نتیجه جامعۀ اسلامی ایران لطمۀ شدیدی خورد و نیروهای مستعدی را از کف داد.
محمد رضا پهلوی نیز پا جای پای پدر گذاشته ، کوشید با چنین شگردی ، طلاب حوزه و نیروهای انقلاب امام خمینی  (ره) و سرانجام افرادی را که در نظر داشتند به طلبگی روی آوردند ، به جبهه ای دیگر کشانده ، از قدرت جبهۀ رقیب بکاهد . برای نیل به این هدف ابتدا در قم مرکزی به نام « دارالترویج » به پا کردند . روحانی غیر معروفی به نام « اشراقی » را به خدمت گرفتن و بودجۀ کافی و محلی مناسب در اختیارش قرار داده ، حقوق و مزایای شایان توجهی برای جذب طلاب مقرر نمودند .
کار دارالترویج به دلیل بی لیاقتی اشراقی ، رییس این مرکز ، با ضعف شروع شد . عدۀ معدودی از طلاب (باز هم به دلیل فقر مادی و عدم بینش کافی سیاسی – اجتماعی ) پا پیش گذاشتند ، اما به زودی تحت تأثیر جو حوزه و سیطرۀ خط امام ، مورد مواخذه و تمسخر این و آن قرار گرفته ، خیلی زود پا پس نهادند . پس از سه – چهارماه ، دار الترویج بسته شد . رییس دست نشاندۀ آن نیز که گویا معتاد به مواد مخدر بود – پس از چندی از دنیا رفت و اصل و فرع مسئله درهم پیچیده شد .


Copyright © 2004-2010 ERFAN.IR